بله یادمون میاد!

یادتون میاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

یادتون میاد،سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

یادتون میاد،وقتی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

یادتون میاد،خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی !

یادتون میاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

 

یادتون میاد؛ جمعه شبا سریال اوشین و سریال جنگجویان کوهستان رو که میداد، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

یادتون میاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

یادتون میاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

 

یادتون میاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

یادتون میاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

*************************

 

یادتون میاد روزای اول ترمکی رو ...

 کلاس دودر کردنا رو

شبای سخت امتحانات رو

روزایی که IM زدن چه رویایی بود برامون

یا آنژیوکت زدن

نفس های آخر دانشجویی چقدر دردناکن

چه جور تنفسی دارن ؟ رال، رونکای ، استریدور!!!!!

هنوزم هیچکدومشو یاد نگرفتم

فقط 47 روز دیگه رو با هم نفس می کشیم....

 

 

نشود فاش کسی آنچه ...


بادکنک


اگه یه روز فرزندی داشتي بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش بادکنک بخر.

بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می‌ده.

بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره

بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی

و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه.

و مهمتر از همه:

بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که

راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...

سوال

چندیست سوال در ذهنم میپیچد

ديگر نه آدم , آن آدم است

و نه حوا , آن حوا

ما زاده ی کدامين دو نخستينيم

که نه بوی آدميت داريم و

نه هوس حوا !!؟

اصلاً تو خودت کی هستی؟؟؟

جمله توهین آمیز وزیر بهداشت خطاب به پرستاری که مشغول خدمت صادقانه به بیمارش بود موجی از اعتراض را در جامعه پرستاری ایجاد کرده است،گویی هنوز کسانی خود را بالا ده ای و دیگران را پایین ده ای فرض می کنند.

اصلاً تو خودت کی هستی

این جمله گوهر باری است خطاب به یک پرستار که پنجشنبه شب در پربیننده ترین برنامه صدا وسیما یعنی بخش خبری 20:30 از زبان وزیری تراوش شد که مسئولیت وزارتی را بر عهده دارد که علاوه بر چند صد هزار نیروی متخصص دارای همین مقدار دانشجو در رده های مختلف است و رفتار و منش او باید سر لوحه و الگو برای دیگران باشد.البته صدا و سیما هم مقداری در انتخاب مطلب کج سلیقگی کرد ولی اصل مطلب جای دیگری است.

اصولاً در وزارت فخیمه بهداشت گروهی افراد فرهیخته و صاحب جمیع کمالات وجود دارند که گمان می کنند ماه و خورشید و فلک باید بگردند تا این گروه بتوانند به راحتی به امر سلامت مردم بپردازند. در این زمینه تمام امتیازات و دستاوردها مربوط به این فضلا است و بقیه به عنوان نیروهای پشتیبان باید در خدمت این گروه باشند و البته اگر جایی هم مشکلی وجود دارد مربوط به بقیه است و نه ایشان.

این دوستان تمام پستهای مدیریتی را ملک بلامنازع خود می دانند به طوری که حتی از  پست مسئول نقلیه نیز در بعضی دانشگاههای علوم پزشکی نم یگذرند چه رسد به ریاست و معاونت و غیره ولی در زمان پاسخگویی بقیه باید جور بی مدیریتی ایشان را به دوش بکشند.

از دیگر صفات ممتازه وزارت بهداشت تقسیم کارکنان به «بالا ده ای و پائین ده ای» است.

کارکنان برجسته «بالای ده» مجازند هر کاری بکنند.مجازند زیرمیزی (بخوانید پول زور) بگیرند چرا که تعرفه هایشان واقعی نیست.مجازند دو شغله و چند شغله باشند و علیرغم دریافت حقوق چندین میلیونی  بیماران را به بخش خصوصی سوق دهند چرا که به خدماتشان نیاز است.

مجازند یک شبه دو دانشگاه را ادغام کنند و سپس دو باره جداکنند و میلیاردها پول بیت المال را هدر دهند چرا که به کسی پاسخگو نیستند. مجازند برنامه پزشک خانواده را علیرغم همه نظرات کارشناسی مخالف اجرا کنند و زیر آن بمانند چرا که خودشان خودشان را ارزیابی می کنند (و البته همیشه 20 می گیرند) و هیچ نهاد ناظری را غیر خودشان قبول ندارند.

کارکنان بالا ده مجازند با شورای داخلی خود مصوب کنند کارانه های چند ده میلیونی دریافت کنند و از فردای روز شورا بی نیاز به هیچ مصوبه قانونی آن را در تمام کشور اجرابی کنند و هزاران مورد دیگر .اصلا اینها «عاملیت مجاز » برای هرکاری را به نام خود ثبت کرده اند.

و اما کارکان پائین ده:

اگر کارمندی در بیمارستان از بیماری یا همراه او حتی به میل خودشان هدیه ای دریافت کند تمام سیستم های امنیتی و حراستی و نظارتی وارد عمل شده تا با این عمل خلاف شئون برخورد قانونی کند. اگر بخواهند برای پرستاری قانون ارتقای بهره وری را اجرا کنند(که حداکثر 50 ساعت اضافه کار او را افزایش می دهد و باعث افزایش حقوق 200 هزار تومانی می شود) از او تعهد کتبی و اثر انگشت می گیرند تا فقط در یک بیمارستان کار کند و از تمام توان خود برای نظارت بر اجرای این قانون استفاده می کنند.

اگر بیماری به دلیل نداشتن بنیه مالی بدون تسویه حساب از بیمارستان فرار کند کارکنان «پائین ده ای» باید برای جبران خسارت وارده به سیستم از حقوقشان آن را تامین کنند.و البته کارکنان پائین ده حق ندارند بپرسند قانون مجلس برای تعرفه گذاری خدمات آنها بعد از 5 سال چرا اجرا نمی شود و هزاران مورد دیگر.

البته از حق نگذریم هنوز در یاد مردم شهر من مشهد شیرینی نام بلند آوازه« دکتر شیخ » و جود دارد پزشک با اخلاصی که زندگیش را وقف مردم کرده بود و هنوز دکتر شیخهائی را می شناسم که نه تنها پول ویزیت از بیمار بی بضاعت نمی گیرند که داروی بیمار را از جیبشان می پردازند و من بر در برابر آنها زانوی ادب میزنم.

و اما چند نکته در مورد سخن گوهر بار وزیر:

1-آیا ایشان نمی دانند تراشیدن مو یا shaving  جزو شرح وظایف پرستار نیست و طبق شرح وظایف مصوب وزارت بهداشت این امر باید توسط کمک بهیاران انجام شود و آیا ایشان نمی دانند دوستان ایشان در دوره ای این کارکنان موثر را از چارت بیمارستانها حذف کرده اند و هنوز بسیاری از مراکز درمانی فاقد این نیرو ها هستند و وظایف ایشان تاحد امکان توسط پرستاران و بقیه توسط همراهی بیمار انجام میشود؟

2-آیا وزیر نمی داند یا نمی بیند که یک پرستار در بیمارستانهای تحت زعامت ایشان به جای چند نفر کار می کند البته بعید است نداند کسی که چندین سال در خارج از کشور زندگی و احتمالا طبابت کرده باید بداند که پرستار ایرانی با یک پنجم حقوق پرستاران دیگر کشور ها سه برابر آنها کار می کند حالا  باید جور نبود کمک پرستار را هم بکشد.

3-نکته اخلاقی:

کی به ابو سعید ابالخیر گفته بود که ما پیلیم و بو سعید پشه.

بو سعید گفته بود که آن پشه هم تویی و ما هیچ نیستیم !

3- اگر از همه اینها هم بگذریم کلاً بی ادبی چیز بدی است و برای بعضی ها بدتر.

احمد نجاتیان

عضو شورای عالی نظام پرستاری

مارا همه شب نمی برد خواب...


به هر آسمانِ زلالی شک دارد؛


گنجشکی که باسر به پنجره خورده است!


به تو...


واقعا به کجا؟؟؟؟؟!!!!

به کجا چنین شتابان

 

یاد باد...


ما آزمود های در این شهر...


ما ز یاران...