دوستانم....
تنها
با من انگار خانه ها
قهرند
آی بن بست های تو در
تو!
دوستانم کجای این
شهرند....؟!
تنها
با من انگار خانه ها
قهرند
آی بن بست های تو در
تو!
دوستانم کجای این
شهرند....؟!
ﻋﺮض رﻧﺠﮫﺎ را
ﺷﻤﺎره ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ
ﮐﻮک ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﺗﺎ از ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ غصه ھﺎ
ﻋﻘﺐ ﻧﻤﺎﻧﯿﻢ
ﭼﺮاغ ﺧﺎﻣﻮش
ﻧﺎﺑﻮدﯾﻤﺎن را ﭘﯿﺶ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ
حتی یکبار
رنجهایمان را قورت نمیدهند
ﮐﺎش ﺳﺎﻋﺘﮫﺎ
ﺑﺨﻮاب روند
ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﯾﺎﺑﻨﺪ روﯾﺎ ھﺎﯾﻤﺎن
*****************
شعر از دوست عزیزم بی رامونا...
هروقت سر میزنم از این سکوت و غربتش دلم میگیره ظاهرا آدمایی که از دنیای واقعی هم میرن تو دنیای مجازی هم جایی واسه هم ندارن...
البته ممکنه دوستان به خاطر تعطیلات و مسافرت و بعضیا هم مثل من بخاطر شروع طرح درگیر باشند که امیدوارم همین جوری باشه وهر ازگاهی سری به این جزیره متروک بزنن و یه خبری از حال و هواشون بدن...
راستی از فردا طرحم شروع میشه برام دعا کنین شماهم موفق باشین همکلاسی های قدیمی...
چیست !
همین حس مبهم نفس گیری
که دامن گیرمان می شود
وقتی چیزی را
کسی را
جایی ، جا گذاشته ایم
همان دلتنگی است؟!
*********************
باور نکردنیه ولی شد ...
یکی یکی داریم کم میشیم و آخرش می بینیم تنهای تنهاییم....
دوستای خوبم آرزوی بهترین ها رو براتون دارم
موفق باشید و شاد.......
یادتون میاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.
یادتون میاد،سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
یادتون میاد،وقتی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.
یادتون میاد،خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی !
یادتون میاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
یادتون میاد؛ جمعه شبا سریال اوشین و سریال جنگجویان کوهستان رو که میداد، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.
یادتون میاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !
یادتون میاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !
یادتون میاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !
یادتون میاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.
*************************
یادتون میاد روزای اول ترمکی رو ...
کلاس دودر کردنا رو
شبای سخت امتحانات رو
روزایی که IM زدن چه رویایی بود برامون
یا آنژیوکت زدن
نفس های آخر دانشجویی چقدر دردناکن
چه جور تنفسی دارن ؟ رال، رونکای ، استریدور!!!!!
هنوزم هیچکدومشو یاد نگرفتم
فقط 47 روز دیگه رو با هم نفس می کشیم....

آهای اونی که میگی وبلاگو خاک گرفته خوب خودتم دست به کار شو....
بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟
باز تکرار به بار آمده، می بینی که؟
سبزی سجده ی ما را به لبی سرخ فروخت
عقل با عشق کنار آمده، می بینی که؟
آن که عمری به کمین بود، به دام افتاده
چشم آهو به شکار آمده، می بینی که؟
حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد
گل سرخی به مزار آمده، می بینی که؟
غنچه ای مژده ی پژمردن خود را آورد
بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟
" فاضل نظری"

ما به سلامت نزدیک تر می شویم
شبی که او به پایان بی خوابی نزدیک شود.
روز پرستار مبارک
خداوند لبخند زد
دختر آفریده شد!
لبخند خدا روزت مبارک
یه زمان از امتحانات که بر میگشتیم ، مامانمون میپرسید : چند میشی ؟؟؟
با صدای بلند داد می زدیم ۲۰ !
یادش گرامی باد !
1دقیقه سکوت لطفا !!
از چیزی ناراحتی؟
اونوقت آدم برگرده :
آره رفیق ، از همه چی ...!
امسال جامعه پرستاری برخلاف سالهای گذشته در کنار مشکلات و معضلات خود دچار جریانات وسیعی از درون خود پرستاری گردید تا به آنجا که سبب شد تا شکاف وسیعی در یکپارچگی نهادهای پرستاری به وجود آید غافل از آنکه این جریانات می تواند در پیگیری مطالبات پرستاری اثر منفی گذاشته و چه بسا باعث بی اعتباری آنها گردد چرا که جامعه پرستاری در چند ماه گذشته درگیر تنش ها و ناملایمات شدیدی بود که می توان آن را ناشی از نبود تعامل صنفی میان نهادهای پرستاری و عدم انسجام بین آنها دانست.
همزمان با روز ولادت شیر زن واقعه كربلا كه توانست با پیامرسانی، شایستگی زنان را در تاریخ به منصه ظهور رسانده و ضامن بقای اسلام باشد و از بازماندگان حادثه تلخ عاشورا مراقبت و پرستاری كند، روز پرستار نامیده شده است. در كشور ما نیز پرستاران، در طول هشت سال دفاع مقدس، و در زمانهای بحرانی به رغم كمبودها و مشكلات، خالصانه و بیریا در جهت بهبود وضعیت بیماران تلاش كردند و غالبا به جای این كه در آغوش گرم خانواده به سر ببرند، بر بالین مجروحان جنگی، مصدومان و بیماران حاضر شده وازانان مراقبت کردند
.


انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو!
ضدحال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه!
ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
مشروطی درد بی درمان مشروطی!!!!!>
در عزای مشروطیمان bgcolor را نتوانستیم سیاه نماییم.(خدایش نمره پاسی دهد)
از برای اصلاح نمره خود * باز خوان ای دانشجو استاد خود.
..........................
از برای علاج بی نمره ای * درج كن درس را در فکر و ذهن خود

تأثیر نماز بر بیماری فشار خون