دل تنگ
من اینجا بس دلم تنگ است !
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
من اینجا بس دلم تنگ است !
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
چندیست سوال در ذهنم میپیچد
ديگر نه آدم , آن آدم است
و نه حوا , آن حوا
ما زاده ی کدامين دو نخستينيم
که نه بوی آدميت داريم و
نه هوس حوا !!؟
به حرفای آدما اعتماد نکن
آدما مثل بند بازهایی میمونن که واسه حفظ تعادلشون بر عکس چیزی که می گن عمل میکنند!
کُـــو ر بــاش بانـــو
نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!
عـبوس بــاش بانــــو
لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!
لال بــاش بانــــو
... حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد ...
شـــــاید !!!
هیچوقت نگفته اند که به زور باید لبخند زد ٬
بعضی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست
آنگاه تبسمی مهمان لبهایت میشود
که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است ...
سخت است حرفت را نفهمند ، سخت تر اینست که حرفت را اشتباهی بفهمند، حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ، اشتباهی هم فهمیده اند. .::
دکتر علی شریعتی ::. –
کافه چی گفت : چیز دیگری میل ندارید ؟
سرم را بلند کردم و گفتم : نه ممنونم !
پرسید : همصحبت چطور !؟
نگاهش کردم ، خندید و رفت ...
و من به این می اندیشم ،
که کاش در منوی کافه ها
همصحبتی هم بود ...!
یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست؟
یک نفر میگوید:شاید این رفع بلاست
دیگری میگوید شیشه پنجره را باد شکست.
دل من سخت شکست هیچکس هیچ نگفت.............
به خودم میگویم ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کم تر بود؟؟؟؟
دلم می گیرد از هر چه هست
دلتنگ می شوم به هر چه نیست
چه خوب می شد
نبود هر چه که هست
بود هر چه که نیست
دلتنگی هایم را جایی ، جا گذاشته ام
کجا؟ نمی دانم
فقط دلم دل دل می کند
خسته ست و افسرده
این روزها .... بی خیال
فقط سرم درد می کند ... نشانه چیست ؟ مرگ
دوباره چسب خورده ترین قسمت سینه ام می شکند
جایی که تمام ساعت های سکوت سعی به جمع کردن آن داشته ام
تب می کند نگاه ... می سوزد این دلم
قلبم چه بی کس است
دنیا
دلـــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده ...
برای عکس هایی که پاره کرده و سوزانـدمشان...
برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم
حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...
برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش!...
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم..
و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام....






خدا در بیابان های خالی از انسان نیست، خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست، خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست، خدا آن جا نیست، به دنبالش نگرد
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست، در قلبیست که برای تو می تپد، خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد، خدا آن جاست
خدا در خانه ای است که تنهایی در آن جا نیست، در جمع عزیزترین هایت است، خدا در دستی است که به یاری می گیری، در قلبی است که شاد می کنی، در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست، لابلای کتاب های کهنه نیست، این قدر نگرد
گشتنت زمانیست که هدر می دهی، زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد
خدا در عطر خوش نان است، آن جاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی، او جایی است که همه شادند، جایی است که قلب های شکسته ای نمانده، در نگاه پرافتخار مادریست به فرزندش، در نگاه عاشقانه زنی به همسرش، در اندیشه کودکی که می پندارد پدرش قهرمان نیستدر دنیا
خدا را در غم جستجو نکن، در کنج خاک گرفته آن چه که سال ها روایت کرده اند نگرد انجا نیست خدا را جای دگر باید جستجو کنی، خدا نزدیک تر از آنست که فکر می کنیم، در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته، در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده، خدا اینجاست همسفر مهربان من، اینجا...
پسرک هفت ساله لوکاس موری ملقب یه بتبوی (Batboy) با نابینایی مادرزادی ، برای اولین بار در بریتانیا توانسته است با بکارگیری اکو ، محیط اطراف خود را با گوشش ببیند . او با کلیک کردن زبان خود بر روی سقف دهانش و با دریافت بازگشت صدا ، محل استقرار اشیاء را در می یابد . تکنیک شگفت انگیز فوق به او اجازه می دهد تا بسکتبال بازی کند و حتی صخره نوردی کند .
روش بازگشت صدا (echolocation) روشی مشابه در خفاشها و دلفین ها است . خفاشها حین پرواز اصوات متعددی تولید میکنند که گوش اکثر جانوران به علت بالا بودن شدت صداها توانایی شنیدن آنها را ندارند . وقتی که مانعی در مسیر امواج صدا باشد ، صدا با آن مانع برخورد کرده و بازگشت صوت صورت میگیرد . خفاشها با شنیدن صدای منعکس شده ، مانع را تشخیص میدهند و مسیر خود را مشخص میکنند . پسرک نیز با آگاهی از زمان بازگشت صوت می تواند دریابد که شی در چه فاصله ای از او قرار دارد . با شدت صدا او اندازه و موقعیت جسم را در میابد . او حافظه خوبی برای تشخیص اماکنی دارد که قبلا با گوش خود اسکن کرده است.
سلول های بنیادی یا STEM CELLS به سلول های چند پتانسیلی مغز استخوان گفته می شود كه توانایی تبدیل به انواع سلول های خونی را دارند. توانایی تبدیل این سلول ها به انواع سلول های خونی، توجه دانشمندان و پژوهشگران را به طرف تبدیل این سلول ها به سایر سلول های تخصص یافته ی بافت های دیگر معطوف داشت.
پیشرفت مطالعات نشان داد كه در كلیه ی بافت های بدن نوعی از سلول های بنیادی یافت می شود كه توانایی تبدیل به سلول های تخصص یافته ی همان بافت را دارند و در موقع اختلال بافتی، دست به كار شده و تكثیر پیدا می كنند و به دلیل داشتن همین توانایی به آنها " سلول بنیادی" می گویند.
- افزایش فشارهای عصبی و روحی
یکی از علتهای مهم که در پیدایش پیری زودرس موثر است تنشهای شدید و غم و غصههای ناگهانی است که میتواند انسان را در یک شب، سالها پیر و فرسوده کند. مرگ عزیزان، به خطر افتادن آبرو، صدمه دیدن حیثیت اجتماعی، شکستهای ناگهانی در راه عشق و محبت، بیوفایی، خیانتهای غیرقابل پیشبینی و دور از انتظار و ... میتوانند سبب پیری زودرس شوند.
رئیس سازمان نظام پرستاری ایران، تنزل جایگاه پرستاری در وزارت بهداشت را یک اقدام غافلگیر کننده از سوی مسئولان مربوطه عنوان کرد.
غضنفر میرزابیگی در گفتگو با خبرنگار مهر، به جایگاه پرستاری در دوران قبل و پس از انقلاب اشاره کرد و افزود: تا قبل از انقلاب، اداره کل پرستاری در مجموعه وزارتخانه وجود داشت که بعد از انقلاب این جایگاه به دفتر پرستاری ارتقاء یافت.
وی چارت سازمانی وزارت بهداشت را بر اساس اولویت به ترتیب، وزیر، معاون، مرکز، دفتر، اداره کل و مدیریت عنوان کرد و گفت: جایگاه پرستاری در وزارتخانه هیچ گاه از اداره کل کمتر نبوده است.
رئیس سازمان نظام پرستاری ایران، با انتقاد از تنزل جایگاه پرستاری از دفتر به مدیریت، اظهار داشت: از سالها قبل برخی به بهانه های مختلف از جمله کوچک سازی دولت، در صدد تغییر و حذف جایگاه پرستاری در وزارت بهداشت بودند که هیچ گاه موفق نشدند.
آسوده بخواب خواهرم، آرام بیاسای برادرم که خورشیدی گرمابخش و سرشار از مهر، در آسمان ایمان من روشن است. خورشیدی درخشان که نه ابر خستگی بر او پرده می افکند و نه در مغرب غفلت و خواب فرو می رود. چشم های سرشار از عاطفه الهی من همواره بیدارند و نگران تویی که دل به مهر من بسته ای. چشمه عاطفه انسانی من به دریای ایمان به خدا راه دارد و همواره در جوشش است پس آسوده بخواب.
روز پرستار مبارک
نگاه عطشناک بیمار، تشنه زلال مهر توست. تن رنجور و خسته اش به مهربانی تو مرهم می گیرد و تو حتی با نگاهی مهربان که به کویر عطشناک بیماری بباری، گرمای زندگی را در او خواهی اندوخت. امام متقیان، امام صادق(ع)، می فرمایند: «بیمار با هر چه که برایش ببرند آرامش می یابد». خوشا به سعادت تو که لحظه لحظه زندگی ات جاری کردن زلال آرامش و آسایش بر وجود انسان های بیمار و رنجور است. گوارا باد بر تو آغوش گشوده بهشت خدا و رحمت بی نهایت او.روزت مبارک
تقدیم به همه ی پرستاران دنیا