مشروطی درد بی درمان مشروطی!!!!!>

 

در عزای مشروطیمان bgcolor را نتوانستیم سیاه نماییم.(خدایش نمره پاسی دهد)

 

از برای اصلاح نمره خود * باز خوان ای دانشجو استاد خود.

 

..........................

از برای علاج بی نمره ای * درج كن درس را در فکر و ذهن خود

 

..........................

دل پرخون ببین ای دانشجو ز درس  * نکویش دار درس را اندر life خود.

 

..........................

مرا چون تا چهار سال استاد اینست * بی نمره و مشروط  باشم، حالم اینست.

..........................

جانا جمال استاد بسی خوب و بافرست * لیكن حسن پاسی خود چیز دیگرست.

..........................

نمره را فسونی خواند و پنهان كرد خود را * چه کنم مرا آخر و عاقبت اینست.

..........................

بگرد استاد  گشتم نیافتم  او را * چاره چیست جزای درس نخواندن اینست.

..........................

خمش باش و درین حیرت فرو رو * بهر پاسی دیگر مکوش که استاد اینست.

.... و ....

نخوت استاد را ز دانشجو پرس        * تا كه در سر چهاست استاد  را .

 

...........................

برفت نمره ام، مشروطی ماند مرا * رخ نخندان و چشم پر آب و وا اسفا .

..........................

به پایان آمد این دفتر مشروطی همچنان باقی ست.