خدا در بیابان های خالی از انسان نیست، خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست، خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست، خدا آن جا نیست، به دنبالش نگرد
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست، در قلبیست که برای تو می تپد، خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد، خدا آن جاست
خدا در خانه ای است که تنهایی در آن جا نیست، در جمع عزیزترین هایت است، خدا در دستی است که به یاری می گیری، در قلبی است که شاد می کنی، در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست، لابلای کتاب های کهنه نیست، این قدر نگرد
گشتنت زمانیست که هدر می دهی، زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد
خدا در عطر خوش نان است، آن جاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی، او جایی است که همه شادند، جایی است که قلب های شکسته ای نمانده، در نگاه پرافتخار مادریست به فرزندش، در نگاه عاشقانه زنی به همسرش، در اندیشه کودکی که می پندارد پدرش قهرمان نیستدر دنیا
خدا را در غم جستجو نکن، در کنج خاک گرفته آن چه که سال ها روایت کرده اند نگرد انجا نیست خدا را جای دگر باید جستجو کنی، خدا نزدیک تر از آنست که فکر می کنیم، در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته، در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده، خدا اینجاست همسفر مهربان من، اینجا...