دلتنگی
تازگی ها دلتنگ میشوم
دلتنگتر از همه دلتنگ ها
گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرت ها را و محاکمه میکنم وجدانم را
من کدام قلب را شکستم ، کدام احساس را له کردم ، کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم
که اینچنین دلتنگم
دلتنگتر از همه دلتنگ ها
گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرت ها را و محاکمه میکنم وجدانم را
من کدام قلب را شکستم ، کدام احساس را له کردم ، کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم
که اینچنین دلتنگم
کاش مفهمیدم! کاش میدانستم!
شاید میتوانستم قلبش را بسازم،احساسش را حس کنم و خواهشش را بشنوم تا دیگر دلتنگ نباشم
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 20:48 توسط مهدیه اسماعیل نژاد
|